درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • دلیل دوری این چند روز
  • نوروز نود یک به قلم مجید زمانی
  • بی عنوان
  • نمایشگاه بی رونق
  • سبک مدیریتی محاوره
  • وب گردی
  • سمیرم بخش پنهانی شخصیت تیره و تار رفتارما
  • هنر نزد ایرانیان ست و بس!!!!!!!!!!!!
  • زنگ گوشی موبایل
  • وب گردی
  • وب گردی
  • حذف نام خلیج فارس از گوگول
  • پیشنهادی برای وب گردی
  • نون -اضافه کاری
  • گفتگو
  • سفر محلات
  • سفر
  • خوش گذرونی
  • مترو - ادبیات فاخر
  • لطیفه
  • شادمانه
  • تجارب ، توصیه های شما برای نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
  • می نویسم، پس هستم!
  • روکم کنی
  • بی حجابها هم به صحبتهای آقای احمدی نژاد گوش می دهند!!!!
  • فیونا جان تولدت مبارک
  • سال نو اما با انبوهی از برداشتهای یکسویه گذشته
  • محک
  • فروختمش
  • پاسخ مارال به سوال صبور
کلمات کلیدی مطالب
  • روزانه (٢٠)
  • طنز (٧)
  • خاطره (۱)
  • فیلم (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



شادمانه
خاطرات، روزانه ها، تجارب، عکس
دلیل دوری این چند روز
نویسنده: - ۱۳٩۱/۳/۱

غم با افسردگی تفاوت عمیقی داره،‌ غم بر میگرده به حالتی که براثر یه فقدان،‌اتفاق یا رخداد در روحیه یک فرد باقی میگذاره که به مرور زمان از شدتش کاسته میشه

اما افسردگی برمیگرده به نحوه تجزیه و تحلیل یا بهتر بگم تفسیرو ارزیابی فرد.

بنظرم بایستی از ادمهای افسرده پرهیز کرد،‌چون افسردگی یه بیماری مسریه،‌ پس در این موقع ها سعی میکنم یه خورده از الوده کردن دیگران خودداری کنم. عذرم رو به بزرگی خودتون بپذیرید.

نظرات ()



نوروز نود یک به قلم مجید زمانی
نویسنده: - ۱۳٩۱/۳/۱

بنظرم حرف حق همیشه حقه،‌ حرف درست همیشه درست،‌مهم نیس کی این حرف رو زده یا چقدر با سایر نظرایات گوینده مخالفت داشته باشیم، درس نیس که حرف حق رو با توجیه اینکه مقاصدگوینده چی بوده تخطئه کنیم. حرف درست همیشه درسته چه ما بپذیریم چه نپذیریم

ای میلی بدستم رسید که جوهره مطلبش شاید همون حلقه مفقوده ای باشه برای رشد نیازمندشیم

اگه چنددقیقه وقت دارید با تمرکز و بدون پیشداوری بخونید.


ادامه مطلب ...
نظرات ()



بی عنوان
نویسنده: - ۱۳٩۱/٢/٢٥

- دیروز مدیرکل حقوقی ازت خواسته باهم همسیر بشید، چرا نپذیرفتی؟

+ مجبور به پاسخ هستم؟

- وقتی ازت خواستم کتاب (تاثیر دراولین برخورد رو بخونی؟) فکر میکردم باعث بشه قدری از تلخی رفتار کاسته بشه، چرا اینقدر تو با مدیران مغرور و بی تفاوت برخورد میکنی؟

+ من توقعی ندارم،‌اینجا هم یه محیط صمیمی نیست،‌یه محیط اداریه که سعی کردم خودم رو سازگار کنم

- وقتی اسم تو در جلسه مدیران طرح میشه،‌همه متفقا که ادم خاصی هستی و منزوی، فقط ادمهایی که باتو کار کرده باشن،‌میدونن باتو سخت میشه مذاکره کرد اما وقتی یه کاری رو بهت بسپارم میدونم اون کار به سرانجام میرسه،‌اما همه اش این نیس،‌انتظار داریم خوش خلق تر باشی، خوش خلقی با چاپلوسی متفاوته،‌ حتی برای اضافه کاری هم حرفی نمیزنی؟! اینطوری همیشه در جا میزنی، هیچ رشدی در انتظارت نیست

+ نمیدونم،‌ هرکسی یه ویژگی داره، من به بخشی از رفتارها و فکرهای نامانوسم اشنا هستم،‌اما چه میشه کرد،‌ شخصیتم اینطوری شکل گرفته و تمایلی به تغییر ندارم،‌ احساس اضطرار نمیکنم و گرنه موقع اضطرار گوشت مرده هم حلاله

- حیف این پتانسیلی که تو اینجوری حروم میکنی

 

نظرات ()



نمایشگاه بی رونق
نویسنده: - ۱۳٩۱/٢/٢٤

اخرین ساعات نمایشگاه تونستم یه سری بزنم و یه چرخ سریع، بنظرم خیلی بی رونق و بی رمق اومد،‌ سراغ انتشارات یساولی رفتم، فک نمیکردم بشناسدم! اما شناخت،‌ یه کتاب پیشنهاد کرد 250 هزارتومان!! بهش میگم این رقم هارو به یه مشهدی یهویی نگو،‌خونم پات می افته،‌میگه به تو میدم 200! گفتم ممنونم،‌ تورودربایستی یه کتاب از آثار کاتوزیان رو گرفتم،‌ حال و هوای عکسهاش با حال و هوای الانم جور بود،‌هردو دل گرفته

نظرات ()



سبک مدیریتی محاوره
نویسنده: - ۱۳٩۱/٢/٢٠

از کت وشلوارش و محاسن ان کادرش میشه فهمید که یه مدیر بلند پایه س،بی سلام وارد میشه و صداش اونقدر بلنده که کم مونده شبیه یه عربده بشه!

- مسخره ش رو در اوردین، کارمند من یه هفته تو این ساختمون بالا و پایین میشه و هیچکی جواب نمیده

+ بفرمایید بشینین، باعث خوشحالیه که تشریف فرما شدین و چشممون به جمال جنابعالی روشن شده، حالا بفرمایید از کجا اومدین، امرتون در چه رابطه ایه و همکارتون اومده تو این اطاق؟

- هیچکی پاسخگو نیس، شما هم دنبال بهانه ای!!

+ البته میدونین،‌گاهی برخی از برو بچ که می ان اینجا یه خورده لفتش میدن، فکرای بد نکنین، ممکنه امر خیری در پیش باشه و خب عجله هم کار شیطونه!

_ این چه حرفیه ایشون خانوووم هستن!

+ البته بماند که نسل جدید در امر خیر محتاج هیچ استخاره ای نمی مونن،‌ شاستی دیدن کسی ایشون رو پسندیده باشن، خب ایشون هم داره وقت میده که هم اون بابا رو بشناسه هم اون بابا همه جرات و جسارتش رو جمع کنه بیاد جلو

- ببین چرا می پیچونی؟ این همکارم ازدواج کرده و بین دفتر فلان و دفتر بهمان در رفت و آمده و هیچکس جواب نمیده

+ البته جناب آقای ... باعث خوشحالیه که باشما اشنا شدم اما این دوتا دفتری که نام بردید یه طبقه دیگس، موضوع هم مربوط به این دفتر نمیشه.

- من این چیزا حالیم نیس، جواب من رو چرا چرت و پرت میدی!

+ البته باعث افتخار بتونم همچین سبکی رو در محاوره استفاده کنم، اما امیدی به ارتقا اینجانب به سلک و دسته مدیران نیس برای همین بنده اذعان دارم سبک محاوره رو سند شش دونگش به نام مدیران و مسئولین بلند پایه س، لذا اگه سهوا همچین کارناشایستی کردم، امیدوارم پوزشم رو از صمیم قلب بپذیرید.

نظرات ()



وب گردی
نویسنده: - ۱۳٩۱/٢/٢٠

این مطلب وب لاگ روزمرگی های یک زن مفیده،‌ محتوای اغلب مطالبش هم قشنگ و موجب انبساط خاطر،‌امیدوارم لذت ببرید و مفید باشه

نظرات ()



سمیرم بخش پنهانی شخصیت تیره و تار رفتارما
نویسنده: - ۱۳٩۱/٢/۱٩

خیلی وقت نگذشته از زمانیکه فیلم منزجر کننده کشتن توله خرسها از سمیرم در فضای نت منتشر شده بود، حالا هم که فیلمی از کشتن الاغ اونهم با پتک اوج شکوفایی تمدن حاضر این مرز و بوم رو به تصویر کشیده، حسب عادت سعی کردم یه زنگی بزنم تا وجدانم خدای نکرده بیدار نشه و دلم اروم بگیره، اما هیچ شماره ای پیدا نکردم،‌ گویا مرکز تلفن نداره،‌تو اینترنت شماره شهرداری (3225800-322)بود، زنگ زدم و میگم شنیدم شهرتون به عنوان منطقه آزاد وحشیگری انتخاب شده،‌ناراحت شد و گفت ما هم ناراحتیم،‌شماره دادستان رو داد! اما فک کنم دادستان، جناب آقای خسروی تمایلی به پاسخگویی ندارن، چون هرچی زنگ زدم، برنداشت!

بعدنوشت: هنوز هم دادستان محترم تلفن همراه رو جواب نمیدهند!

نظرات ()



هنر نزد ایرانیان ست و بس!!!!!!!!!!!!
نویسنده: - ۱۳٩۱/٢/۱۸

18+

خیلی ها فک میکنن شهری که توش متولد شدن، یا مذهبی که دارن‌ یا مراسمهاشون بهترینه در دنیا و کلا تافته جدابافته ای هستن! فراموش میکنن و میکنیم  که ما هم واجد کلی نقاط تاریک،‌منفی و زشت در رفتار و کردارمون هستیم. نمیدونم تحمل دیدن صحنه های زشت و دردناک رفتار و کشتن الاغی رو با پتک  رو دارید ؟ امیدوارم فرافکنی نکنیم،‌همونطور که از افتخارات کسب شده در حوزه های فرهنگی به خودم می بالیم،‌از این اتفاقها و حوادث شرمنده و شرمسار باشیم.

بعد نوشت: نه وادادگی در قبال فرهنگ بیگانه پسندیده س‌ و نه چشم پوشیدن بر زشتیهای رفتاری خودی

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »