فهمیدن مسئله اینست

دو نگاه عمده و متفاوت وجود دارد

یکی معتقدست که بچه ها بایستی بفهمند و کار پدر و مادر و مربی اینه که این فهمیدن رو القا کنند و یا حداقل تسریع کنند

دومی بر این باورند که فهمیدن یک پروسه و یک فرایندست نه یک محصول، پس بچه ها همیشه در حال فهمیدن هستند گرچه فهمیدنی که قابل مقایسه باچیزی که بزرگسالان اسمش را فهم می گذارند تفاوتهای عمده ای دارد.

این دو رویکرد منتهی به دوشیوه برخورد میشود

اولی انتظار دارد که بچه ها همینطور خود بخودی و بسرعت بفهمند (یعنی دنیا را از نگاه بزرگسال درک کنند) و رعایت کنند

دومی صبوری میکند که بچه این فرایند را کم هزینه طی کند و کم اسیب

/ 4 نظر / 12 بازدید
فرزانه

فرایند دوم معقول تر هم هست . روند فهم ما از دنیا حتی در بزرگسالی نیز متغیر است گرچه پایه اش در دوران کودکی و نوجوانی ریخته شده و در جوانی کما بیش تثبیت شده است اما این روند ادامه دار همواره درک ما را نسبت به جهان تغیر می دهد و دریافت های درونی ما از عوامل بیر ونی قطعا درک ما را تغیر خواهند داد

رها

راستش من چون دور و برم بچه زیاد هست اینو به عینه دیدم که در اکثر مواردی که اون فهمیدن اولی مورد نظر هست بچه ها شدیدا آدمو ناامید می کنند. فکر نمی کنم چاره ای جز راه دوم داشته باشیم.

رها

ای جان...عزیز دلم.[قلب] چشم پزشک که خوبه. نمی دونی من واسه دندونپزشکا چه دلبری می شدم! باید چهاردست و پا مو می گرفتند تا رو یونیت بشینم. بگذریم از این که چقدر دکترو گاز می گرفتم! کلا من از بچگی خیلی لطیف و ظریف بودم!

رها

من با این که شدیدا با حرفت موافقم ولی متاسفانه کم حوصلگی و شاید بی ذوقی من در ارتباط با بچه ها زود به چشم میاد. بعضی وقتا فکر می کنم بیچاره بچه ی من! مامانش بد اخلاقه آخه!! وقتی هم می بینم که بقیه ی پدر مادرا من جمله شما واسه یه چشم پزشکی و رفتار بچه اینقدر دقیق و حساسید دیگه بیشتر از خودم ناامید می شم